تبليغاتX

به حرمت باران, هر گونه کپي برداري, ولو دوستانه, مجاز نـيـسـت

تا انتهای حضور

جمعه بیست و نهم شهریور 1387

خداحافظی !!!!!!!!!

سلام سلام سللام سلام

دوستایه گل سلامممممممم....

این پست یه جوراییه خداحافظیه شاید تا یه ماهه دیگه شاید تا سال ۸۸ شاید تا عید نوروز ...

نمیدونم تا کی ....

به هر حال منم امسال باید برم به درسو مقشم برسم ...

و حسابی برکونم به همین خاطر نمی تونم اپ کنم و به وبلاگاتون سر بزنم ....

اصال وسط مدرسه ها نت حال نمیده ..

همش با استرسه .... مزه نداره ...

تابستون هم که تموم شدو فصل پاییز اومد حیف شد که نمی تونم تولدمو تو این وبلاگ بگیر م...

۲۱ مهر تولدمه یه سال بزرگتر شدمممممممممممممم....

تولد فرشته جون ۱۹ مهر ...

حورای گل ۲۱ مهر ... مث خودم ...

و سمر دوستم ۲۲ مهر رو پیشاپیش تبریک میگم ....

امشب هم که شبه قدره .... انشالله هر کس به قدر لیاقتش از این شب معنوی استفاده کنه ...

دوستون دارم خیلی زیاد ..

راستی از اینکه تولد فرزاد حسنی عزیز رو نتونستم اپ کنم شرمنده مسافرت بودم .....

تولدش مبارککککککککک.....

یاعلی خداحافظ همین حالا....

به امید موفقیت همه تو زندگی و سال تحصیلی جدید .....


13:27 | فاطمه |

جمعه پانزدهم شهریور 1387

آسمونی شدن سخته !

سلام به دوستایه گل خودم ....

خوبین ؟....

چه خبر ؟...

ماه رمضون چطوره ؟؟؟؟؟؟؟؟

نماز روزه هاتون قبول باشه ....

به همین زودی روز چهارم ماه رمضون هم رسید و ما هنوزم دست به کار نشدیم....

چقدر این ماه ها و روز ها میرنو  میان و بازم هنوز ما دست به کار نشدیم ...

نمی دونم چرا ولی همش دلم یه تحول میخواد یه کار خاص یه کاری که باید انجامش بدم ...

نمی دونم تا کی قراره امروز و فردا کنم ... نمی دونم تا کی قراره هی قول بدمو خییییییلی زود فراموشش

کنم ...

واقعا چرا اینقدر زود این روز ای  قشنگ رو از یاد می بریم ...

یا مثلا" توی بعضی از این روضه هایی که توی ماه محرم میرم یه چیزایی می بینم که خیلی واسم تعجب داره

و اگه بری تو عمقش می بینی خیلی هم خنده داره ....

مثلا" یه نفر هست وقتی مداح داره روضه میخونه میزنه تو سرو کله خودش ... هی جیغ میزنه و خدا خدا میکنه ...

که ادم دیگه فک میکنه تحول و پشیمونی دقیقا" یعنی همین ...

اما درست بعد از اون مراسم یعنی نیم ساعت هم نگذشته  بازم شروع میکنه به غیبت کردن ... بازم شروع میکنه

به مسخره بازیو کرکرو خنده ....

من اینو واقعا دیدما .... درسته که شاید گاهی خودمم همینجوری باشم یا خیلی هامون هستیم که خیلی زود

عهدو  پیمانمون رو فراموش میکنیم .... اما این دیگه نوبرشه ...

خلاصه اومدم اینجا تا به خودم یه تلنگر دیگه بزنم که هنوزم وقت هست .... واقعا توفیق میخواد ادمایی که

از این ماه استفاده اشون رو می برن ....

شاید به حرف آسون باشه ولی واقعا توفیق میخواد ...

به امید پاک شدن و به قول فرشته آسمونی شدن همه امون تو این ماه عزیز....

بازم فرا رسیدن ماه رمضان رو بهتون تبریک میگم ....

 

 

 

 

 


12:43 | فاطمه |

سه شنبه پنجم شهریور 1387

سریال های امسال ماه رمضان....

سلامممممممممممم ...

خوبین؟؟؟؟؟؟....

چه خبررررررررررر؟؟؟...

دیگه جدی جدی ماه رمضون هم داره میرسه هاااااااااااااااا.... امروز میخوام سریال های امسال رو بهتون معرفی کنم...

شبکه ۱:برزخ

بازم سیروس مقدم  و بازم یه سریال خوشگل ماورایی به اسم برزخ در ۲۶ قسمت ۳۰ دقیقه ایی و متاسفانه در شب های

احیا هم به روی انتن نخوااااااهد رفت...البته ناگفته نماند که هیچ شباهتی هم به اغما نداره ...

بازیگران: افسانه بایگان، فرامرز قریبیان ،پوریا پورسرخ،مهراوه شریفی نیا و ...

سينماي ايران

شبکه ۲: مثل هیچ کس

به کارگردانی عبدالحسین برزیده و تهیه کنندگی محمد علی اسلامی...

اینم یه سریاله اجتماعیه  که راجع به یه داداشیه که بعد از فوت باباش مسئولیت زندگی به دوششش می افته ..

بازیگران: پروانه معصومی ،حسین یاری،مهران رجبی،پرویز پور حسینی و نفیسه روشن ،اتنه فقیه نصیری،

حنانه شهشهانی و........

شبکه ۳: بزنگاه

به به اینم سریال رضا عطاران که دیگه مشخصه که تو چه حالو هواییه ... تهیه کنندگان هم مهران مهام و ایرج محمدی

هستن... داستانش هم در مورد خانواده ایی است که پدرشان از نانوایان قدیمی شهر است فوت میکند که بعد از اون

خانواده اش سر ارث و میراث اختلاف پیدا می کنن...

منبع موثق: خانواده سبززززززززززززز

شبکه تهران هم اگه خیلی کنجکاوین بدونین چیه دیگه خودتون برین اطلاعاتشو پیدا کنین چون من الان از شدت دست درد

دیگه خسته شدممممممممممممممممم.....

 

اگه تا قبل از ماه رمضون نیومدم همین الان فرا رسیدن این ماه مبارک رو بهتون تبریک میگم...

انشالله همه به بهترین نحو ازش استفاده کنیم ....

یاعلی....

خداحافظ همین حالا ....


16:39 | فاطمه |

سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387

واقعا" چقدر زود دیر می شود !!!!!!!!!!!!!

سلام و صد سلام به دوستایه گله خودم...

چه خبراااااااااااااا ؟...

خوبین ؟...

دیگه چیزی به شهریور و بعدشم مهر و بعدشم احتمالا" خداحافظی من از این جا نمونده ...

جدی جدی شهریور شد ها  ای بابا ... واقعا" زمان مث برق و باد داره میگذره ... مث دیروز بود که با مامانم رفتیم

مدرسه کلاس اول ... فک می کردم حالا حالا باید برم مدرسه ... و فک کردن به دبیرستان مث یه رویا بود ...

یهویی همین جور الکی رفتیم راهنمایی حالام که الکی الکی شدیم دبیرستانی ...

حالا یه ذره دارم گذر زمانی رو که همیشه مامانم می گفت خیلی زوده  و من باور نمی کردم رو حس میکنم ...

یه چیزه دیگه هم که اومدنش داره روز به روز نزدیک و نزدیک تر میشه هم ماه رمضمونه  واااااااااای من که

عااااااااااااااااااشق ماه رمضونم ...

حالا یه شعر بسیار بسیار زیبا از عرفن نظر اهاری براتون میذارم حتمل" بخونیدش پشیمون نخواهید شد...

 

قلب من
قالی خداست
تار و پودش از پر فرشته هاست
پهن کرده او دل مرا
در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب
برق می زند
قالی قشنگ و نو نوار من
از تلاش آفتاب
***
شب که می شود خدا
روی قالی دلم
راه می رود
ذوق می کنم گریه می کنم
اشک من ستاره می شود
هر ستاره ای به سمت ماه میرود
***
یک شبی حواس من نبود
ریخت روی قالی دلم
شیشه ای مرکب سیاه
سال هاست مانده جای آن
جای لکه های اشتباه
***
ای خدا به من بگو
لکه های چرک مرده را کجا
خاک می کنند؟
از میان تار و پود قلب
جای جوهر گناه را چطور
پاک می کنند؟
***
آه
آه از این همه گناه و اشتباه
آه نام دیگر تو است
آه بال می زند به سوی تو
کبوتر تو است
***
قلب من دوباره تند تند می زند
مثل اینکه باز هم خدا
روی قالی دلم قدم گذاشته
در میان رشته های نازک دلم
نقش یک درخت و یک پرنده کاشته
***
قلب من چقدر قیمتی است
چون که قالی ظریف و دست باف اوست
این پرنده ای که لا ی تار و پودش است
هد هد است
می پرد به سوی قله های قاف دوست

عرفان نظرآهاری

خیلی ممنون که اومدین ...

یا علی ...

خداحافظ همین حالا...


17:50 | فاطمه |

چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387

ماه شعبان هم اومد!!!!!!!

سلام دوستای گلم ...

خوبین؟...

چه خبرا؟...

اول از  همه فرار رسیدن ماه شعبان و همینطور  میلاد با سعادت امام حسین (ع) و حضرت ابولفضل(ع) و اما سجاد (ع)

رو بهتون تبریک میگم ... من برای این اپ تصمیم گرفتم که اعمال ماه مبارک شعبان رو براتون بذارم :

اعمال مشتركه ماه شعبان

 

1- هر روز هفتاد مرتبه ذکر «اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ» گفته شود.

2- هر روز هفتاد مرتبه ذکر « اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» گفته شود. و در بعضى روایات "الْحَىُّ الْقَیُّومُ" پیش از "الرَّحْمنُ الرَّحیمُ" است و عمل به هر دو خوبست و از روایات استفاده مى‌شود كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هر كس هر روز در این ماه هفتاد مرتبه استغفار كند مثل آن است كه هفتاد هزار مرتبه در ماه‌هاى دیگر استغفار كند.

3- صدقه دادن در این ماه اگرچه به اندازه نصف دانه خرمایى باشد، خوب است و خداوند بدن صدقه دهنده را بر آتش جهنم حرام می‌کند. از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است كه آن حضرت در باب فضیلت روزه رجب فرمود چرا غافلید از روزه شعبان؟ راوى عرض كرد یابن رسول الله چه ثوابی دارد كسى كه یك روز از شعبان را روزه بگیرد؟

حضرت فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست.

عرض كرد یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست؟ فرمود: صدقه دادن و استغفار . هر كس  در ماه شعبان صدقه دهد، خداوند آن صدقه را رشد دهد همچنان كه یكى از شما شتر تازه متولد شده‌ای را تربیت مى‌كند تا آن كه در روز قیامت به صدقه دهنده برسد در حالتى كه به اندازه كوه اُحُد شده باشد.

4- در کل این ماه هزار بار ذکر « لا اِلهَ اِلا اللهُ وَلا نَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » را كه ثواب بسیار دارد؛ گفته شود. از جمله آن كه عبادت هزار ساله در نامه عملش نوشته شود.

5- در هر پنجشنبه این ماه دو ركعت نماز اقامه شود؛ که در هر ركعت بعد از حمد، صد مرتبه سوره توحید و بعد از سلام صد بار صلوات فرستاده شود تا حق تعالى هر حاجتى که دارد را برآورد. چه در امور دنیوی و یا  در امور معنوی. و نیز روزه این ماه فضیلت بسیار دارد و روایت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان آسمان‌ها را زینت مى‌كنند. پس ملائكه عرض مى‌كنند خداوندا بیامرز روزه‌داران این روز را و دعاى ایشان را مستجاب گردان و در روایت نبوى آمده است كه هر كه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیرد حقّ‌تعالى بیست حاجت از حوائج دنیا و بیست حاجت از حاجت‌هاى آخرت او را برآورد.

 

امیدوارم نهایت استفاده رو از این ماه ببریم ...

این گل زیبا هم تقدیم به شما به مناسبت این اعیاد ....

یاعلی...

زندگیتون قشنگ....

خداحافظ همین حالا....

 

 

 


18:35 | فاطمه |

یکشنبه ششم مرداد 1387


سلاممممممممممممممم خوبین؟....

از همتون که اومدین تولد وبلاگم ممنون....

خوبین؟...

خوشین؟....

راستی از قالب وبلاگم خوشتون اومد....یه عکس از بارون هم براتون میذارم که دیگه همه چییییییییییییییییییز بارونی شه...

حالا یه متن زیبا براتون میذارم .......

                                           سکاندار دنیا

سکاندار دنیا با لبخندی که رو لباشه بهم میگه :هی دوس داری چند صباحی باشی جای من

و دنیا رو هدایت کنی به جای من ؟....

من میگم:..خب سعی خودم رو میکنم منتهی جای من کجاس؟...باید بدونم.....

یا چقدر مزد میگیرم...؟

وقت ناهار کی هست؟...

کی باید از کار دست بکشم؟....

سکاندار میگه:سکان رو بده ببینم ...

گمان نکنم امادگی اش رو داشته باشی حالا حالا ها....

.

.

.

بچه ها شما این شبا ترانه مادری رو می بینید ؟. . .

قشنگه هاااااااااااا نه ولی بر خلاف بقیه سریالها زود  همه چیزش معلوم شد . . . البته من که دوس دارم

خیلی قشنگه ولی زمانش هم خیلی کوتاهه جمعا" فک کنم به زور بیست دقیقه شه . . .

راستی دیدین این سیاوش خیرابی (همون بهرام ) چقدر طرفدار پیدا کرده . .  . من نمیدونم اینا تو این دو هفته

چه جوری یهو تصمیم گرفتن واسش کانون هوداران بزنن . . .

به هر حال . . .

با تابستون چیکار مینید؟. . .  جدی میگما بهم بگین تا مننم یه کاری کنم . . . به غیر از کلاس زبان و نقاشی و

و اینا که دیگه همه میدونن چیکار میکنین حوصلتون سر نره ؟. . .

منو رااااااااااااااااااااااااااااااااااااااهنمایی کنین خب. . .

همش انگار باید یه کاری تو تابستون انجام بدم  که بعد مدرسه ها وا شد نگم بذار تابستون بیاد این کارو میکنم

اون کارو میکنم . . . شما ها چیکار مکنین اگه بگین خیلی خوب میشه هاااااااااا. . .

خوب دیگه عرضی نیست . . .

خیییییییییییییییییییییییییییلی ممنون که اپمو تا اخر خوندین. . .

به رسم ما:

یا علی. . .

خداحافظ همین حالا. . .


10:1 | فاطمه |

شنبه بیست و نهم تیر 1387

تولد وبلاگمه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

                            به نام اونکه اگه حکم کنه همه محکومیم

 

 

بچه هااااااااااااااااااااااااا سلامممممممممممممممممممممممم خوبین ؟...

 

من یه معذرت خواهی بهتون بدهکارم که تقریبا"  دو – سه هفته ایی بی خبر گذاشتمو رفتم این دلیل

 

نمیشه که من بی معرفتم هاااااا ... متاسفانه تلفنمون قطع شده بود و ن نمیتونستم بیام اینترنت ...

 

حالا بهتون میگم که 27 تولد وبلاگم بود چند روز گذشته ببخشید ولی  به هر حال باید تولد میگرفتم

 

دیگه .... این متن رو که از قبل اماده کردم بخنوید:

 

سلام ...سلام ...سلام ...سلام ...

 

سلام به همه ی دوستای گلم ...

 

 

یه سال از این سلام گفتن هام و با هم بودنمون گذشت ...یه سال گذشت ... یه سال این

 

وبلاگ بروز شد تو تابستون ... تو زمستون ...تو پاییز و تو بهار اپ شد ...

 

ماه رمضون چقدر حال میداد اون نوشته های معنوی ...توی شهادت ها و تویه جشن

 

ها چقدر غمگین بودیمو و خوشحالی  کردیم ...

 

تصمیم گرفتم در این اپ چند خطی راجع به شماهایی که منو همراهی کردین تو این یه

 

ساله بنویسم :

 

 

 

اول ز همه میخوام  از دوسته گلم زهره جون تشکر کنم چون در واقع  اون باعث

 

شد که منم الان بین شما وبلاگنویس ها باشم زهره جووووووووون دستت درد نکنه

 

هیچ وقت فراموش نمی کنم ... واقعا" ممنونم ...در ضمن خیلی هم با معرفته و

 

تا جایی که بتونه میاد پیشم .....

 

 

 

 

سمیه  جون دخترخاله ی عزیزم اونم از اون موقع با وبلاگ سنگ صبور بودش ولی

 

هکش کردن (خدا لعنتشون کنه ....)که الان با ققنوس دریا اومده ....و همیشه میومد

 

پیشم خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی  ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااهه

 

و خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی دوستش دارم ....

 

با اینکه وبش در مورد رادیو جوون و ... نیست ولی خیلی قشنگ مینویسه و

 

 

همیشه متن هایه زیبایه خودشو تو وبش میذاره و بد جور هم طرفدار داره ....

 

 

 

 

و نیلوفر و الهام عزیزه دو خواهره مهربون و گل از اون طرفدارای دو اتیشه پرسپولیس

 

در ضمن از دوستای صمیمی من هستن ....الان فک کنم یکی دو ماهیه وبلاگ زدن

 

ولی کارشون حرف نداره ....خلی دوسشون دارم چون خیلی گلن ..... راستی  بازگشت

 

افشین امپراتور  رو بهتون تبریک میگم جیگراااااا.... 

 

 

 

 

فرشته ی نازنین که واقعا" فرشته اس ...و خیلی خیلی خیلی قشنگ مینویسه و به

 

نظر من از همین الان یه نویسنده ی خوووووب به حساب میاد چون من واقعا"

 

لذت میبرم از خوندن متن های زیباش ....

 

البته اول با وبه یه زمینی که اهله اسمونه بود ولی متاسفانه اوننو حذف کرد ولی الان

 

با دوتا وب خوشگل اومده و مث همیشه عالیه ....راستی فرشته جوووووون میدونی

 

چه جوری با هم اشنا شدیم ؟.....از وب سعید پورمحمودی من با تو و حورا اشنا شدم هااا

 

(محض اطلاع )....

 

 

 

فاطمه دهداران عزیز که یه مدت پیش وب اونم یه ساله شد ...از همون اول با همین

 

انتن پر سرو صدا بود . هنوزم هست وای که چقدر قشنگ مینویسه ...

 

مخصوصا"  تو وبه من با ما....و همیشه به من لطف داشته و منو از اپ هاش

 

بی خبر نمیذاره ....مهم تر از همه اینه که یه نوجوون (حالا به خاطر رادیو جوان

 

ماهم میگیم جوون ) اهان داشتم میگفتم : یه جوونه با حاله و طرفدار رادیو البته از

 

نوعه جوونش ...

 

 

 

زینب عزیزم که همیشه مطالب زیبا و خوندنی رو تویه وبش مینویسه و مهم تر از

 

همه طرفدار فرزاد حسنیه ...و خیلی دوستش دارم چون خیلی مهربونه ....زینب

 

تازگیا نیودم اینترنت و نمیدونم بالاخره اپ کردی یا نه ولی امیدووارم اپ باشی

 

چون دلم لک زده برای اون نوشته هایه قشنگت .....

 

 

 

الهامی جووووووووونه گل و نازنین  فک کنم دیگه همه قبول دارین از با معرفتی

 

هیچی کم نداره و از خصوصیات انکار ناپذیرش با معرفتی شه ... خیلی زیاد دوست

 

دارم الهامی جون ....با اینکه دو –سه  ماهیه باهات اشنا شدم ولی تو همیشه

 

خیلی مهربونی خیلی ....

 

 

از اون موقع مهرانه جون هنوز هستش که یه مدت نبود ولی باز برگشته به همون مهربونی

 

پر حرصو جوشیه قبلا" ...

 

چقدر برای برگشتن و حمایت فرزاد حسنی به کوله پشتی زحمت کشیدی مهرانه جون

 

یادته چقدر حرص میخوردی هیچ وقت اون اپهایی طولانی و زیبایه تو رو فراموش

 

نمیکنم ....

 

البته طولانی و زیبا هااااا .... خیلی ماهی مهرانه جون خیییییییییییییییییییلی .....

 

 

 

و اما زینا  جون که از طرفدارایه پرو پاقرصه فرزاد خانه ....مطالب زیبایی مینویسه

 

و اگه بخوام از یکی از خصوصیاتش بگم اینه که خیلی با سلیقه اس ....

 

فک کنم از بهار امسال باهاش اشنا شدم  و بسیار بسیار هم از این اشنایی خوشحالم ....

 

زینا جون دسته گلت دردر نکنه از اینکه همیشه به من لطف داری یه دنیا ممنون ....

 

 

 

مونا و حدیث جون بوم سفیدی هایه عزیز با اینکه چیزی از اشناییمون نمیگذره

 

ولی شماها رو یادم نمیره چون خیلی زیبا مینویسین ....  در ضمن از طرفدارایه برنامه ی

 

زیباییه بوم سفید هستن .... 

 

 

مهتا و اویسا ی عزیز که همیشه اسمشون رو کنار هم می بینیم ....دو دوسته نازنین

 

که با وب سایه ی خدا دیگه ترکوندن ...بازم میگم کارتون خیلی قشنگه ...

 

خیلی بزرگه ... شماها هم از مهربونی و لطف به من هیچی کم نذاشتن واقعا" ممنونم.... 

 

 

 

زهرا قربانی و فرشته شکوری عزیز ...دو دوسته مهربون که خیلی حرفهای قشنگی

 

از رادیو و ... می نویسن...و من همیشه بعد از اینکه براشون کامنت گذاشت وبشون رو

 

سیو ((save

 

می کنم و بعد کلشو میخونم .....از بس که  خوشگل می نویسن .... 

 

 

صدف عزیزم که همیشه مواظبه با توجه به مناسبت پیش بره و وافعا" هم همینطوره

 

وخیلی زیبا و دلی مینویسه و من خیلی وبشو و البته خودشو دوس داررررررررررررمممم....

 

 

 

ستاره جوووووونه گل که اونم خیلی نیست باهاش اشنا شدم ولی واقعا" زحمت میکشه واقعا"...

 

چون با زحمت و حوصله ی فراوون برنامه های فرزاد حسنی عزیز رو برای دانلود میذاره ...

 

و نشون میده که واقعا" طرفداره چون خیلی گله ....

 

 

 

ماجده و یاسمن عزیز که دو –سه هفته اییه باهاشون اشنا شدم و بهشون سر میزنم و از طرفدارای

 

مااااااااااااااااهه علی لهراسبی هستن و معلومه که خیلی با معرفتن .... ایشالله از این به بعد دوستایه

 

خوبی خواهیم بود ..... 

 

 

 

منم دیگه ی گل که دختر خاله مه و خیلی زیاد دوسش دارم با اینکه وبلاگ نداره ولی همیشه

 

منو با کامنت هایه بی نظیرش شوکه میکنه ....

 

 

 

حورای نازنین که یه مدته کمتر بهش سر میزنم  ولی به خدا جبران میکنم حورا جون بالاخره

 

هرچی باشه منو تو –یه روز به دنیا اومدیم دیگه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ........

 

 

بهاره نازنین نمی دونم از دستم ناراحتی یه مدته نیودم یا نه ولی دلیلم موجه بودها .... ولی قول میدم از این

 

به بعد مرتب و دقیق بیام خوبه ؟.... توهم مث بقیه عالی هستی ...

 

 

راستی سارینا جون هم که بعده یه مدت طولانی اومده تو رو خدا ببخشید البته تو از اولین دوستای منی هااااااا.... قول میدم مرتب بیام

 

پیشت...همینطوز لیلا جون واقعا"  شرمنده جبران میکنم ....

 

 

 

صبا -یه صبای دیگه - -سحر -امیدوارم دوستای خوبی باشیم ...

 

اپ امروزم طولانی شد ببخشید دیگه....به هر حال تولد وبلاگم مبارکه.....

 

راستی یه چیزی که بد جور دیروز منو ناراحت کرده درگذشت اقای خسرو شکیبایی عزیزه که خیلی

 

تکون دهنده بود و من اصلا" باورم  نمیشد ولی اتفاق افتاد....

 

بهتون تسلیت میگم و ازتون میخوام همین الان برای خسرو شکیبایی عزیز یه فاتحه بخونید ....

 

 

دوستون دارم خیلی زیاد ...

 

 

 

یا علی .....

 

 

 

خداحافظ هین حالا ...


14:18 | فاطمه |

جمعه هفتم تیر 1387

اپ رنگارنگ

سلام به دوستای  گل و مهربون خودم .....

خوبین ؟....

خوشین ؟...

امیدوارم که خوب باشین.... چهار میخ رو شنیدین ؟.. خیلی خوب بود مگه نه ؟... مث همیشه

چه خبراااااااااااا ؟.... چیکار میکنین با تابستون دیگه فک کنم همه خلاص شدن به غیر از دانشجو ها

دیگه ... کنکوری های عزیز هم که انشالله موفق باشن دیگه ... خووووووووووووب چه خبرا ؟

امروز یه متن خوشگل براتون می نویسیم کوتاهه بخونیدش خیلی قشنگه :

فرشته بیکار

روزی مردی خواب عجیبی دید.

دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.

   مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.

   مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.

   مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟

  فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.

مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند: خدایا شکر.

 

 

امیدوارم که خوشتون اومده باشه متن زیبایی بود ....

                                                                                       

راستی روزه مادر رو به همه ی مادرای مهربون و خانم های عزیز تبریک میگم  اگه

 

به منه که به خودمون هم تبریک میگم.... اصلا به همه ی دخترای خوب ایرانی هم  

 

تبریک میگم ....       

 

خوووووووب دیگه چه خبر؟....           

 

راستای امروز سریال حضرت یوسف میذاره هااااااااا  از دستش ندین من یه ماهه الان 

 

منتظرشم ...حتما سشما هم همینطوره دیگه جهت اطلاع با اینکه تلوزیون روزی بیست

 

بار تو بیست شبکه ی تلوزیونی اعلام میکنه ولی بازم میگم جمعه ها ساعت ۱۰ شبکه

 

یک

 

خوب دیگه عرضی نیست اینم از اپ ایندفعه راستی تولد یک سالگی وبلاگم هم نزدیکه 

 

منتظر جشن تولد باشین .... همه هم دعوتین

 

امیدوارم از اپ رنگارنگ لذن برده باشین ....

 

به رسم ما :

 

یاعلی ....

 

خداحافظ همین حالا....

 

    

 

  

 

 


12:14 | فاطمه |

دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387

خاطره ی یه شب قشنگ

امروز دیدمش ... بالاخره دیدمش ...کسی به نامش این وبلاگو درست کردم ...

دیدمش ....!

بچه هااااااااااااا سلامممممممممممممممممممممممممممممم!

حالتون خوبه ؟....

من که توپه توپم ....معلومه ...اگه شماها هم دیشب فرزاد حسنی عزیز رو دیده بودید

و باهاش حرف میزدید مث من اینجوری شنگول بودید .....

فک کن دیشب فرزاد خان اومد بوشهر اونم تو این گرما ....! همیشه جوری از گرمای جنوب

میگفت که من فک میکردم هیچ وقت این طرفا پیداش نشه  ...!

دیشب توی شلوغی بسیار و بعد از متحمل شدن سختی های بسیار ردیف اول نشستم تا

اینکه بعد از قرائت قران و پخش سرود ملی چشممون به جمال فرزاد خان روشن شد ...!

اون موقع بودش که من داشتم از خوشحالی بال در می اوردم .... حتی یه دسته گل هم با

خودم برده بودم که بهش بدم اما اینطور که پیدا بود وقتی برای این کارا نبود چون بعد از

هر برنامه ایی که فرزاد خان اجرا میکرد میرفت بیرون ... منم مطمئن شده بودم که نمیتونم

برم پیشش تا اینکه یه دختره که دسته گلمو دید گفت : میخوای بش گل بدی ؟.... گفتم :آره

گفت پس چرا اینجایی برو از در پشتی داره امضا میده .... نگو این همه مدت که میرفته بیرون

در حال امضا دادنو و .... بوده خلاصه منم رفتم یه ده -پونزده نفری بودیم که پشت در منتظر

فرزاد خان بودیم که یکهو اومد واااااااااای نمیدونید من چه ضایع بازیی کردم با صدای

بسیا ر بلند گفتم :سلااااااااااااااااااااااام .... فک کن ..! خیلی بلند گفتم .... که همه داشتن

منو نیگاه میکردن ... بعد اونم یه ذره نیگام کرد بعد با روی بسیار باز سلام و احوال پرسی

کرد ... منم ذوق کردم خلاصه کلی حرف زدم گفتم سلام  منو به همه ی چهار میخی ها هم

برسونید  و .... . خیلی خوش گذشت ...  اینو هم بگم که از فرزاد حسنی ده ها برابر خوشو اومد ..

جای تک تک شما هوادارا خالی بود  ....!

کلی هم از بوشهری ها تعریف کرد و رفت ... ! به همین سادگی خلاصه دیشب به من و

دختر خاله ام میه جووووووون خیلی خوش گذشت ....!

اینم از این اپ حالا به افخار دیدار با فرزاد حسنی این عکس هم تقدیم به شما :

دوستتون دارم ...

ممنون که اومدی ...

به رسم همیشگی ....

یا علی ...

خداحافظ همین حالا ...


13:49 | فاطمه |

جمعه هفدهم خرداد 1387


سلام به همه ی دوستان گل و نازنین خودم انشالله که حالتون خوبه  شهادت حضرت فاطمه زهرا رو بهتون تسلیت میگم

این متن زیبا و خواندنی رو بخونید ضرر نمیکنید:

خدا از من پرسيد: « دوست داري با من مصاحبه كني؟» 

پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشيد»

خدا لبخندي زد و پاسخ داد:

« زمان من ابديت است... چه سؤالاتي در ذهن داري كه دوست داري از من بپرسي؟»

من سؤال كردم: « چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب مي كند؟»

خدا جواب داد....

« اينكه از دوران كودكي خود خسته مي شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوي اين را دارند كه روزي بچه شوند»

«اينكه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست مي دهند و سپس پول خود را خرج مي كنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند»

«اينكه با نگراني به آينده فكر مي كنند و حال خود را فراموش مي كنند به گونه اي كه نه در حال و نه در آينده زندگي مي كنند»

«اينكه به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز نزيسته اند»

دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتي به سكوت گذشت....

سپس من سؤال كردم:

«به عنوان پرودگار، دوست داري كه بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟»

خدا پاسخ داد:

« اينكه ياد بگيرند نمي توانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاري كه مي توانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند»

« اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند»

«اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند»

« اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان مي برد ولي ممكن است ساليان سال زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند»

« ياد بگيرند كه فرد غني كسي نيست كه بيشترين ها را دارد بلكه كسي است كه نيازمند كمترين ها است»

« اينكه ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمي دانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند»

« اينكه ياد بگيرند دو نفر مي توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند»

« اينكه ياد بگيرند كافي نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند»

باافتادگي خطاب به خدا گفتم:

« از وقتي كه به من داديد سپاسگذارم»

و افزودم: « چيز ديگري هم هست كه دوست داشته باشيد آنها بدانند؟»

خدا لبخندي زد و گفت...

«فقط اينكه بدانند من اينجا هستم»

« هميشه»

 

امیدوارم خوشتون اومده باشه ....

                                                    

راستی به وبلاگ دوستام نیلوفر و الهام هم سر بزنید حتما و خوشحالشون کنید :

http://www.atash-2008.blogfa.com/

 

خوب دیگه ...امیدوارم از این اپ لذت برده باشید ...

یا علی ....

خداحافظ همین حالا ....


13:10 | فاطمه |