|
سلام به دوستای گل و مهربون خودم ..... خوبین ؟.... خوشین ؟... امیدوارم که خوب باشین.... چهار میخ رو شنیدین ؟.. خیلی خوب بود مگه نه ؟... مث همیشه چه خبراااااااااااا ؟.... چیکار میکنین با تابستون دیگه فک کنم همه خلاص شدن به غیر از دانشجو ها دیگه ... امروز یه متن خوشگل براتون می نویسیم کوتاهه بخونیدش خیلی قشنگه :
روزی مردی خواب عجیبی دید.
دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.
مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.
مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟
فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند: خدایا شکر.
امیدوارم که خوشتون اومده باشه متن زیبایی بود ....
راستی روزه مادر رو به همه ی مادرای مهربون و خانم های عزیز تبریک میگم اگه
به منه که به خودمون هم تبریک میگم.... اصلا به همه ی دخترای خوب ایرانی هم
تبریک میگم ....
خوووووووب دیگه چه خبر؟....
راستای امروز سریال حضرت یوسف میذاره هااااااااا
منتظرشم ...
بار تو بیست شبکه ی تلوزیونی اعلام میکنه ولی بازم میگم جمعه ها ساعت ۱۰ شبکه
یک
خوب دیگه عرضی نیست اینم از اپ ایندفعه
منتظر جشن تولد باشین .... همه هم دعوتین
امیدوارم از اپ رنگارنگ لذن برده باشین ....
به رسم ما :
یاعلی ....
خداحافظ همین حالا....
امروز دیدمش ... دیدمش ....! بچه هااااااااااااا سلامممممممممممممممممممممممممممممم! حالتون خوبه ؟.... من که توپه توپم .... و باهاش حرف میزدید مث من اینجوری شنگول بودید ..... فک کن دیشب فرزاد خان اومد بوشهر اونم تو این گرما ....! میگفت که من فک میکردم هیچ وقت این طرفا پیداش نشه ...! دیشب توی شلوغی بسیار و بعد از متحمل شدن سختی های بسیار ردیف اول نشستم تا اینکه بعد از قرائت قران و پخش سرود ملی چشممون به جمال فرزاد خان روشن شد ...! اون موقع بودش که من داشتم از خوشحالی بال در می اوردم .... خودم برده بودم که بهش بدم اما اینطور که پیدا بود وقتی برای این کارا نبود چون بعد از هر برنامه ایی که فرزاد خان اجرا میکرد میرفت بیرون ... برم پیشش تا اینکه یه دختره که دسته گلمو دید گفت : میخوای بش گل بدی ؟.... گفت پس چرا اینجایی برو از در پشتی داره امضا میده .... در حال امضا دادنو و .... فرزاد خان بودیم که یکهو اومد واااااااااای نمیدونید من چه ضایع بازیی کردم با صدای بسیا ر بلند گفتم :سلااااااااااااااااااااااام .... منو نیگاه میکردن ... بعد اونم یه ذره نیگام کرد بعد با روی بسیار باز سلام و احوال پرسی کرد ... برسونید و .... . خیلی خوش گذشت ... جای تک تک شما هوادارا خالی بود ....! کلی هم از بوشهری ها تعریف کرد و رفت ... ! به همین سادگی خلاصه دیشب به من و دختر خاله ام میه جووووووون خیلی خوش گذشت ....! اینم از این اپ حالا به افخار دیدار با فرزاد حسنی این عکس هم تقدیم به شما : دوستتون دارم ... ممنون که اومدی ... به رسم همیشگی .... یا علی ... خداحافظ همین حالا ...
سلام به همه ی دوستان گل و نازنین خودم انشالله که حالتون خوبه شهادت حضرت فاطمه زهرا رو بهتون تسلیت میگم
این متن زیبا و خواندنی رو بخونید ضرر نمیکنید: خدا از من پرسيد: « دوست داري با من مصاحبه كني؟» پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشيد» خدا لبخندي زد و پاسخ داد: « زمان من ابديت است... چه سؤالاتي در ذهن داري كه دوست داري از من بپرسي؟» من سؤال كردم: « چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب مي كند؟» خدا جواب داد.... « اينكه از دوران كودكي خود خسته مي شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوي اين را دارند كه روزي بچه شوند» «اينكه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست مي دهند و سپس پول خود را خرج مي كنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند» «اينكه با نگراني به آينده فكر مي كنند و حال خود را فراموش مي كنند به گونه اي كه نه در حال و نه در آينده زندگي مي كنند» «اينكه به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز نزيسته اند» دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتي به سكوت گذشت.... سپس من سؤال كردم: «به عنوان پرودگار، دوست داري كه بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟» خدا پاسخ داد: « اينكه ياد بگيرند نمي توانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاري كه مي توانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند» « اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند» «اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند» « اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان مي برد ولي ممكن است ساليان سال زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند» « ياد بگيرند كه فرد غني كسي نيست كه بيشترين ها را دارد بلكه كسي است كه نيازمند كمترين ها است» « اينكه ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمي دانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند» « اينكه ياد بگيرند دو نفر مي توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند» « اينكه ياد بگيرند كافي نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند» باافتادگي خطاب به خدا گفتم: « از وقتي كه به من داديد سپاسگذارم» و افزودم: « چيز ديگري هم هست كه دوست داشته باشيد آنها بدانند؟» خدا لبخندي زد و گفت... «فقط اينكه بدانند من اينجا هستم» « هميشه» امیدوارم خوشتون اومده باشه ....
راستی به وبلاگ دوستام نیلوفر و الهام هم سر بزنید حتما و خوشحالشون کنید : http://www.atash-2008.blogfa.com/ خوب دیگه ...امیدوارم از این اپ لذت برده باشید ... یا علی .... خداحافظ همین حالا ....
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به دوستای گل و خوب و مهربون و امتحانی خودم ....
می بینم که من امتحانام تموم شدن و شما ها هم چنان مشغولید .....
خوب اشکالی نداره دیگه به من فکر نکنید به دوستای دیگتون که امتحان دارن فک کنید اینجوری دردش
کمتره ....
خوب چه خبرا ؟.... این مدت که من نبودم چه جور گذشت ؟.... از رادیو چه خبر من که از خبر پاکه پاکم هیچ
خبری ندارم فقط فهمیدم دکتر گیل ابادی عوض شدن که خیلی هم ناراحت شدم و دیگه اینکه بازگشت دوباره ی
7 تایی البته با چهار میخ که اینکه خیل خوشحالم کرد امروز بعد از ماه ها رادیو رو روشن کردمو چهار میخ رو
شنیدم خیل نسبت به قبل خوب شده بود مخصوصا اون قسمت مسابقه اش هیجان دارش کرده بود مگه نه؟...
خلاصه اینکه امروز من حسابی برای شنیدن صدایه 7 تایی ها ذوق زده شدم .....
البته تابستون من هم چندان کامله کامل برنگشته ها اخه 31 خرداد امتحان مدرسه نمونه ورودی دبیرستانه
اما من خیل هم از مدرسه نمونه خشم نمیاد ها ..(حالا انگار فرش قرمز برام پهن کردن ) ولی خوب نمیشه بی
تفاوت هم بود بالاخره مهمه دیگه ....
چقدر حرف زدم حالا از دوستای با معرفتم هم تشکر میکنم که تو این مدته اومدن اینجا :
سمیه جون-نسا جون -منم دیگه ی مشکوک -الهامی جونه گل-زینای مهربون- زهره هم کلاسی -زینب خانومه گل-
فرشته شکوری عزیز-صدف عزیز-بهاره جون- هلیای گل-مهری جون-مهرانه ی گل -زینب معماری باوفا-و همه تون
دیگه .....
به هرحال امیدوارم همه اتون امتحان هاتون رو عالیه عالیه عالی بدین و با معدل های بال قبول خرداد بشیم...
دیگه عرضی نیست .... خوب دیگه من برم ...
یا عی خداحافظ همین حالا
بنام اونکه اگه حکم کنه همه محکومیم
سلام دوستای خوبم ....
حالتون خوبه؟.....
من اومدم این جا یه خداحافظی کنم تا تابستون ...
یعنی اواخر بهار .....
یعنی بعد ار امتحانات پایانی......
و بالا خره یعنی... هفتم یا هشتم خرداد ماه ...
تعجب نکنید.... چون توی بوشهر میدونید که امتحانات زودتر برگذار میشه و خوشبختانه زود تر هم تمام میشه
وای واسم دعا کنید.........
البته شاید جو گیر شدم و یهو اومدم .....که بعید میدونم ....
به خاطر اینکه نتونستم به هیچ کس سر بزنم .... واقعا شرمنده ام....
برای زهره جونمم دعا کنید حالش زود خوب شه ....
خوب دیگه فعلا ...
یا علی ....
خداحافظ همین حالا......
سلام .... حال شما خوبه؟.... سلامتید؟.... وای دیدی چقدر زود تعطیلات تموم شد؟.... امروز دهمه و از سه روز دیگه باز دوباره مدرسه ها امتحان های اخر سال و کمکم هم داره تموم میشه اما حالا تابستون نزدیکه ..... این روزا دیگه کمتر میتونیم بیایم اینجا... یعنی منکه تا اخر تعطیلات دس بردار نیستم .... همچنان خواهم امد.... اما مدرسه ها که وا شه یه اپ میکنمو خداحافظی تا تابستون.... که بعدش .... واااااااااااااااای یادتونه تابستون چه حالی میداد.... الان باید همش به فکر درس و مدرسه بود.... راستی شماها این سریال ها رو میبینید خداییش امسال از هر سال بهتر شده .... هر سه شبکه عالیه مخصوصا کار سیروس مقدم.... راستی اهنگ وبلاگو عوض کردم هاااا (بالاخره) اونم با کمک دختر خاله ام (سمیه).... بچه ها امروز میخوام بترکونم از عکس فرزاد خانه حسنی.... (ترکوندن من یعنی ۲ تا عکس.... این یکی رو ببینید..... بچه ها فقط من این دختره رو نمیدونم کیه ؟ و این هم یه عکس از هفتایی هاااااااااااااا خوب دیگه بسه منم امروز با این دو تا عکس بسیار جدید خوب دیگه من برم شماها کاری نداری؟..... یا علی (ع) روزگارتون قشنگ خداحافظ همین حالا
به نام اونکه اگه حکم کنه همه محکومیم
سلام.... یه سلام بهاری ..... یه سلامی که بوی عید و نوروز میده .... ........ دوستای گل و مهربونم انشاالله که حال تک تکتون خوبه که صد در صد همینه.... مگه میشه این دم عیدی کسی باشه که حالش بد باشه؟ .... مگه میشه توی این اخرین ساعات سال ۸۶ کسی دلش پر از کینه باشه؟ امیدوارم که این سال جدید رو هممون به بهترین نحو ممکن شروع کنیم.... و به اتمام برسونیم... بالاخره این سالم تموم شد و گذشت خوب یا بدش دیگه مهم نیست مهم اینه که واسه امسالمون یه برنامه ریزی درست و حسابی داشته باشیم انشالله که واسه همه سال خوب و خوش سرشار از موفقیت و پیروزی باشه برای همهههههههههه ....... امشب هم همونطور که میدونید چهارشنبه سوریه .... که به همه خیلی خوش میگذره اما باید یه خورده حواسمون هم جمع باشه که عید رو به کام خودمون و خونوادمون تلخ نکنیم..... ویه چند تا متن قشنگ نوروزی واسه شماها که خوبید: نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش بحال روزگار، خوش بحال چشمه ها و دشت ها، خوش بحال دانه ها و سبزه ها، خوش بحال غنچه های نیمه باز "****** سايه حق ********** و اینم یه عکس خوشگل: و این یکی: ایشاالله به مبارکی باشه من شاید واسه سال تحویل دیگه نتونم کنم پس یکم زودتر بهتون تبریک میگم ..... شاد باشید و سرحال .... یاعلی خداحافظ همین حالا من رفتم تا یک سال دیگه (۲ روزه دیگه
سلام به دوستای گل و خوب و مهربوم .... بعد ار مدتها سلام ..... انشاالله که تک تکتون خوبه و منو میبخشین به خاطر این تاخیر طولانی شمارش معکوس: فقط ۵ روز دیگه ... فقط ۵ روز.... جدی جدی فقط ۵ روز مونده تا اومدنش اومدن بهارو میگم دیگه ... نمی دونم لباسای نو خریدین ؟ من که تازززززززززززززه امروز شروع کردم الانم استراحتم اومدم اینجا .... راستی شماها مدرسه میرید این روزها یا نه ؟ ما که خودمونو تعطیل کردیم ولی من دیروز رفتم اخه روز اخری همیشه خوش میگذره ماها که ساعت اول رفتیم لب دریا اخه ۱۱ نفر بیشتر نبودیم جای شما خالی بستنی خوردیم .... ساعت دوم هم بیکار بودیم بعد یکی از بچه ها یواشکی موبایل اورده بود ما داشتیم اهنگ گوش میکردیم که یه دفعه ...و چشمتون روز بد نبینه نمیدونم کدوم بی بی سیی رفته بود گفته بود که معاونمون اومد گرفتش و گفتش که دیگه گوشیتو نمیدیم .... ساعت سوم هم باز رفتیم لب دریا دریاس .... اونجا هم کلی حال کردیم وقتی برگشتیم مدیرمون از دوستم به خاطر اوردن گوشی تعهد گرفت گوشی رو هم بهش پس داد .... خلاصه اینکه به ما که خیلی خوش گذشت.... وآی باورم نمیشه که عید داره میاد واقعا چقدر زود گذشت ها ..و مث برق وباد..... خوب من دیگه مزاحم نشم فعلا خداحافظ همین حالا پیشاپیش سال نو مبارک
پروردگارا تنهایی ام را با تو قسمت میکنم ..
با تو که ذره ذره وجودم از توست .... باران عشق تو برمن می بارد و من مست بوی خدایی تو میشوم.. بر من مسکین افتابت را بتابان و مرداب وجودم را از رکود برهان و غرق نیلوفران ستاره گونت کن.... دوستای گلم سلام انشاالله که حالتون خوب باشه و ایام به کام باشه به خاطر هفت شنبه هم واقعا متاسفم خطی و ..... هستن . امروز یکشنبه روز بسیار خوبیه اخه از امروز تا اخر این هفته اگه خدا بخواد هیچ امتحانی نداریم واسه همین با حیال راحت اومدم اینجا قبل از هرچیز یه متن خوشگل مینویسم انشاالله که خوشتون میاد: دانشجو و استاد استاد فلسفه ای منکر وجود خدا بود . روزی دانشجوی جدیدی سر کلاس اونشست .... استاد وارد کلاس شد و شروع به درس دادن کرد و در میانه درس باز هم منکر وجود خدا شد گفت:اآیا در کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باش؟ استاد دوباره پرسید؟ استاد برای بار سوم پرسید: یا کسی هست که خدا را دیده باشد؟ کردند و گفتند :نه. استاد با قاطعیت گفت: پس خدا وجود ندارد... دانشجوی جدید که به هبیچ وجه با گفته ی استاد موافق نبود ..اجازه خواست تا صحبت کند و گفت:ایا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟ کردند . دوباره پرسید کسی هیست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟ب دوباره پرسید:ایا در این کلاس کسی هست که مغز استادرا دیده باشد؟ دانشجو گفت: پس نتیجه میگیریم استاد نمغز ندارد.... خوب بود ؟ راستی بچه ها به خاطر این شایعاتی که اخیرا باز هم میشنویم( در رابطه با استاد عزیزمون )و مث اینکه یه عده ایی واقعا به فکر آخرتشون نیستن و به راحتی اب خوردن دارن تهمت میزنن ... از ۵-۶ ماه گذشته واقعا چند بار شایعه سازی کردن ؟... چرا یه عده ایی اینجوری با آبروی استادمون بازی میکنن ؟.... فقط میخواستم بگم که فرزاد حسنی خیلی صبوره .... و اونها با این کارا به هدفشون صد در صد نمیرسن .... میسپریمشون به خدا.... همین... ممنون از اینکه اومدین ... روزگارتون قشنگ یا علی خداحافظ همین حالا
سلام دوستان امیدوارم که حالتون خوب باشه .... خدا رو شکر من که امتحان هام تموم شد نمی دونم که شما ها هم خلاص شدین از دست امتحان ها یا نه اگه دادید که خیلی خوبه اگه ندادید هم که انشاالله عالی بدید! ایام الله دهه فجر رو هم خدمتتون تبریک میگم یادش بخیر پارسال همین موقع ها بود که استاد عزیزمون برنامه ی زیبای فوق العاده رو هر شب پخش زنده داشت چقدر خوب بود .... امروز کاملا بی دلیل میخوام یه عکس خوشگل از فرزاد حسنی عزیز براتون بذارم چون خیلی کم میذارم ... قبل از اون یه شعر زیبا که از سهراب و هم نام با نام وبلاگ منم هست : تا انتها حضور امشب در یک خواب عجیب رو به سمت کلمات باز خواد شد باد چیزی خواهد گفت سیب خواد افتاد روی اوصاف زمین خواهد غلتید تا حضور وطن غایب شب خواهد رفت سقف یک وهم فرو خواد ریخت چشم هوش محزون نباتی را خواد دید پیچکی دور تماشای خدا خواهد پیچید راز،سر خواهد گرفت ریشه ی زهد زمان خواهد پوسید سر راه ظلمت لبه ی صخبت اب برق خواهد زد باطن اینه خواد فهمید..... . . . وخبر هایی راجع به زخم رویا واینکه استاد بزرگوارمون قراره به تلوزیون بر گردند: زخمهای رویا عنوان یک کار روتین 10 قسمتی است که از دی ماه به کارگردانی حسین سهیلیزاده کلید خورد.این سریال که قرار است پخش آن از چهاردهم اسفندماه و از شبکه دوم سیما آغاز شود یک کار سیاسی، تاریخی و مذهبی است. متنها را علیرضا کاظمیپور نوشته و تهیهکنندگی آن به عهده مهران رسام خواهد بود.فرامرز قریبیان، الهام حمیدی، حامد بهداد، فرزاد حسنی، مرجان شیرمحمدی و محمد مختاری هم بازیگرانی هستند که حضورشان در این سریال قطعی به نظر میرسد.متن 5 قسمت از زخمهای رویا که پخش آن در 10 شب متوالی اتفاق خواهد افتاد آماده است و کاظمیپور میکوشد تا با توجه به شروع فیلمبرداری سایر متنها را به کارگردان برساند. همین... شبتون قشنگ... با علی .... با حسین... خداحافظ همین حالا
|
About![]()
سلام خوبی؟... ممنون از اینکه اومدی.... من فاطمه 15 سالمه ایم وبلاگ از 27/4/86 اپ میشه در مورد همه چیز توش مینویسم .... از خودم ...و از علاقه هام ...
Home
|